تبليغاتX
کاغذ مچاله

کاغذ مچاله

پراکنده گویی های یک روزنامه نگار

سالها پیش در رادیو شنیدم که مجری می گفت : 

 

"روز تولد پدر بود . پدر دخترک ۵ ساله را تشر زده بود که چرا کاغذ کادوی طلايی گران قيمت را خراب کرده است. وضع مالی اش خوب نبود و هزينه های زندگی کلافه اش می کرد. دخترک که جعبه کادو پيچ شده را به او داد˛پدر  از رفتار تندش شرمنده شد اما وقتی انرا باز کرد و چيزی در ان نيافت با اخم رو به دخترش کرد و گفت: هنوز نمی دانی وقتی هديه ای به کسی می دهی انتظار دارد چيزی در آن پيدا کند؟ اشک در چشمان دخترک جمع شد: اما پدر جعبه که خالی نيست.......پر از بوسه های من است."

"دايانا استيونسون"

 

امروز هم دوباره در رادیو همان مجری همین متن را خواند   اما با آن موقع دو تفاوت داشت : یکی آن موقع وقتی این متن را خواند بلافاصله پس از صحبت هایش موسیقی  فیلم بینوایان پخش شد .بعد از قطع موسیقی دادو فغانش   از بی عدالتی در جامعه و گسترش فقر و گرفتاری به هوا بالا رفت . اما امروز پس از خواندن متن بالا آهنگی از مرحوم فرهاد پخش شد و همان مجری از کمک به دیگران و مهرورزی و کمک به رفع گرفتاری مردم !سخن گفت . نمی دانم مجری تغییر کرده بود یا سیاست .

+ نوشته شده در  شنبه 12 شهریور1384ساعت 16:34  توسط   |